صفحه اصلی
دیوان شمس
غزلیات
مثنوی معنوی
دفتر اول
دفتر دوم
دفتر سوم
دفتر چهارم
دفتر پنجم
دفتر ششم
شب
جستجو بر اساس عبارت
صفحه کلید
۱
۲
۳
۴
۵
۶
۷
۸
۹
۰
-
=
/
ض
ص
ض
ث
ق
ف
ق
غ
ع
غ
ه
خ
ح
ج
چ
ش
س
ش
ی
ب
ل
ا
ت
ن
م
ک
گ
گ
Enter
Shift
ظ
ط
ظ
ز
ر
ز
ذ
د
پ
.
و
/
.
/
Shift
Ctrl + Alt
!#۱
Ctrl + Alt
صفحه کلید
چ
ج
ح
خ
ه
ع
غ
ف
ق
ص
ض
گ
ک
م
ن
ت
ا
ل
ب
ی
س
ش
ث
و
پ
د
ذ
ر
ز
ژ
ط
ظ
=+#
◌ً
فاصله
۱۲۳
عبارت مورد نظر:
وارد کردن عبارت مورد نظر اجباری باشد
انتخاب کتاب:
همهٔ کتابها
تمام دفاتر دیوان شمس
غزلیات
تمام مثنوی معنوی
دفتر اول
دفتر دوم
دفتر سوم
دفتر چهارم
دفتر پنجم
دفتر ششم
بازه شماره ابیات:
عدد از نباید از عدد تا بزرگتر باشد!
bt :
جستجو
جستجو بر اساس شماره
انتخاب کتاب:
انتخاب کنید
غزلیات
دفتر اول
دفتر دوم
دفتر سوم
دفتر چهارم
دفتر پنجم
دفتر ششم
بیت یا غزل:
bt:
جستجو
خانه
دیوان شمس
غزلیات
غزلیات
تقسیمبندی بر اساس 500 غزل
نمایش تمام غزل ها
غزل شمارهٔ ۵۰۱:
امشب از چشم و مغز خواب گریخت
مشاهده
غزل شمارهٔ ۵۰۲:
اندرآ عیش بی تو شادان نیست
مشاهده
غزل شمارهٔ ۵۰۳:
بر شکرت جمع مگس ها چراست
مشاهده
غزل شمارهٔ ۵۰۴:
خیز که امروز جهان آن ماست
مشاهده
غزل شمارهٔ ۵۰۵:
پیشتر آ روی تو جز نور نیست
مشاهده
غزل شمارهٔ ۵۰۶:
کار من اینست که کاریم نیست
مشاهده
غزل شمارهٔ ۵۰۷:
کیست که او بنده رای تو نیست
مشاهده
غزل شمارهٔ ۵۰۸:
شیر خدا بند گسستن گرفت
مشاهده
غزل شمارهٔ ۵۰۹:
مرغ دلم باز پریدن گرفت
مشاهده
غزل شمارهٔ ۵۱۰:
باز به بط گفت که صحرا خوشست
مشاهده
غزل شمارهٔ ۵۱۱:
همچو گل سرخ برو دست دست
مشاهده
غزل شمارهٔ ۵۱۲:
صبر مرا آینه بیماریست
مشاهده
غزل شمارهٔ ۵۱۳:
کیست در این شهر که او مست نیست
مشاهده
غزل شمارهٔ ۵۱۴:
قصد سرم داری خنجر به مشت
مشاهده
غزل شمارهٔ ۵۱۵:
خانه دل باز کبوتر گرفت
مشاهده
غزل شمارهٔ ۵۱۶:
بازرسیدیم ز میخانه مست
مشاهده
غزل شمارهٔ ۵۱۷:
ای ز بگه خاسته سر مست مست
مشاهده
غزل شمارهٔ ۵۱۸:
نفسی بهوی الحبیب فارت
مشاهده
غزل شمارهٔ ۵۱۹:
ای دل فرورو در غمش کالصبر مفتاح الفرج
مشاهده
غزل شمارهٔ ۵۲۰:
ای مبارک ز تو صبوح و صباح
مشاهده
غزل شمارهٔ ۵۲۱:
یا راهبا انظر الی مصباح
مشاهده
غزل شمارهٔ ۵۲۲:
ماه دیدم شد مرا سودای چرخ
مشاهده
غزل شمارهٔ ۵۲۳:
ای بی وفا جانی که او بر ذوالوفا عاشق نشد
مشاهده
غزل شمارهٔ ۵۲۴:
بی گاه شد بی گاه شد خورشید اندر چاه شد
مشاهده
غزل شمارهٔ ۵۲۵:
بی گاه شد بی گاه شد خورشید اندر چاه شد
مشاهده
غزل شمارهٔ ۵۲۶:
ای لولیان ای لولیان یک لولیی دیوانه شد
مشاهده
غزل شمارهٔ ۵۲۷:
گر جان عاشق دم زند آتش در این عالم زند
مشاهده
غزل شمارهٔ ۵۲۸:
آن کیست آن آن کیست آن کو سینه را غمگین کند
مشاهده
غزل شمارهٔ ۵۲۹:
خامی سوی پالیز جان آمد که تا خربز خورد
مشاهده
غزل شمارهٔ ۵۳۰:
امروز خندانیم و خوش کان بخت خندان می رسد
مشاهده
غزل شمارهٔ ۵۳۱:
صوفی چرا هوشیار شد ساقی چرا بی کار شد
مشاهده
غزل شمارهٔ ۵۳۲:
مر عاشقان را پند کس هرگز نباشد سودمند
مشاهده
غزل شمارهٔ ۵۳۳:
رندان سلامت می کنند جان را غلامت می کنند
مشاهده
غزل شمارهٔ ۵۳۴:
رو آن ربابی را بگو مستان سلامت می کنند
مشاهده
غزل شمارهٔ ۵۳۵:
سودای تو در جوی جان چون آب حیوان می رود
مشاهده
غزل شمارهٔ ۵۳۶:
آمد بهار عاشقان تا خاکدان بستان شود
مشاهده
غزل شمارهٔ ۵۳۷:
کاری نداریم ای پدر، جز خدمتِ ساقیِّ خود
مشاهده
غزل شمارهٔ ۵۳۸:
گر آتشِ دل برزند، بر مؤمن و کافر زند
مشاهده
غزل شمارهٔ ۵۳۹:
مستی سلامت می کند پنهان پیامت می کند
مشاهده
غزل شمارهٔ ۵۴۰:
مستی سلامت می کند پنهان پیامت می کند
مشاهده
غزل شمارهٔ ۵۴۱:
صرفه مکن صرفه مکن صرفه گدارویی بود
مشاهده
غزل شمارهٔ ۵۴۲:
بی گاه شد بی گاه شد خورشید اندر چاه شد
مشاهده
غزل شمارهٔ ۵۴۳:
یار مرا می نهلد تا که بخارم سر خود
مشاهده
غزل شمارهٔ ۵۴۴:
ای که ز یک تابش تو کوه احد پاره شود
مشاهده
غزل شمارهٔ ۵۴۵:
بیتو بهسر مینشود، با دگری مینشود
مشاهده
غزل شمارهٔ ۵۴۶:
هین سخن تازه بگو تا دو جهان تازه شود
مشاهده
غزل شمارهٔ ۵۴۷:
سجده کنم پیشکش آن قد و بالا چه شود
مشاهده
غزل شمارهٔ ۵۴۸:
چشم تو ناز می کند ناز جهان تو را رسد
مشاهده
غزل شمارهٔ ۵۴۹:
آب زنید راه را هین که نگار می رسد
مشاهده
غزل شمارهٔ ۵۵۰:
پنبه ز گوش دور کن بانگ نجات می رسد
مشاهده
غزل شمارهٔ ۵۵۱:
جان و جهان چو روی تو در دو جهان کجا بود
مشاهده
غزل شمارهٔ ۵۵۲:
چیست صلای چاشتگه خواجه به گور می رود
مشاهده
غزل شمارهٔ ۵۵۳:
بی همگان به سر شود بی تو به سر نمی شود
مشاهده
غزل شمارهٔ ۵۵۴:
این رخ رنگ رنگ من هر نفسی چه می شود
مشاهده
غزل شمارهٔ ۵۵۵:
چونک جمال حسن تو اسب شکار زین کند
مشاهده
غزل شمارهٔ ۵۵۶:
جور و جفا و دوریی کان کنکار می کند
مشاهده
غزل شمارهٔ ۵۵۷:
دل چو بدید روی تو چون نظرش به جان بود
مشاهده
غزل شمارهٔ ۵۵۸:
یار مرا چو اشتران باز مهار می کشد
مشاهده
غزل شمارهٔ ۵۵۹:
زهره عشق هر سحر بر در ما چه می کند
مشاهده
غزل شمارهٔ ۵۶۰:
عاشقِ دلبرِ مرا شرم و حیا چرا بُوَد؟
مشاهده
غزل شمارهٔ ۵۶۱:
طوطی جان م ست من از شکری چه می شود
مشاهده
غزل شمارهٔ ۵۶۲:
خیال ترک من هر شب صفات ذات من گردد
مشاهده
غزل شمارهٔ ۵۶۳:
دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد
مشاهده
غزل شمارهٔ ۵۶۴:
همی بینیم ساقی را که گرد جام می گردد
مشاهده
غزل شمارهٔ ۵۶۵:
اگر صد همچو من گردد هلاک او را چه غم دارد
مشاهده
غزل شمارهٔ ۵۶۶:
بُتی کاو زُهره و مَه را همه شب شیوه آموزد
مشاهده
غزل شمارهٔ ۵۶۷:
نباشد عیب پرسیدن، تو را خانه کجا باشد
مشاهده
غزل شمارهٔ ۵۶۸:
چو آمد روی مه رویم چه باشد جان که جان باشد
مشاهده
غزل شمارهٔ ۵۶۹:
بهار آمد بهار آمد بهار مشکبار آمد
مشاهده
غزل شمارهٔ ۵۷۰:
بهار آمد بهار آمد بهار خوش عذار آمد
مشاهده
غزل شمارهٔ ۵۷۱:
بیا کامشب به جان بخشی به زلف یار می ماند
مشاهده
غزل شمارهٔ ۵۷۲:
ورای پرده جانت دلا خلقان پنهانند
مشاهده
غزل شمارهٔ ۵۷۳:
برآمد بر شجر طوطی که تا خطبه شکر گوید
مشاهده
غزل شمارهٔ ۵۷۴:
مرا عاشق چنان باید که هر باری که برخیزد
مشاهده
غزل شمارهٔ ۵۷۵:
ایا سر کرده از جانم تو را خانه کجا باشد
مشاهده
غزل شمارهٔ ۵۷۶:
دل من چون صدف باشد خیال دوست در باشد
مشاهده
غزل شمارهٔ ۵۷۷:
چو برقی می جهد چیزی عجب آن دلستان باشد
مشاهده
غزل شمارهٔ ۵۷۸:
مرا عهدیست با شادی که شادی آن من باشد
مشاهده
غزل شمارهٔ ۵۷۹:
دگرباره سر مستان ز مستی در سجود آمد
مشاهده
غزل شمارهٔ ۵۸۰:
صلا یا ایها العشاق کان مه رو نگار آمد
مشاهده
غزل شمارهٔ ۵۸۱:
مه دی رفت و بهمن هم بیا که نوبهار آمد
مشاهده
غزل شمارهٔ ۵۸۲:
اگر خواب آیَدَم امشب، سزایِ ریشِ خود بیند
مشاهده
غزل شمارهٔ ۵۸۳:
رسیدم در بیابانی که عشق از وی پدید آید
مشاهده
غزل شمارهٔ ۵۸۴:
یکی گولی همی خواهم که در دلبر نظر دارد
مشاهده
غزل شمارهٔ ۵۸۵:
مرا دلبر چنان باید که جان فتراک او گیرد
مشاهده
غزل شمارهٔ ۵۸۶:
سعادت جو دگر باشد و عاشق خود دگر باشد
مشاهده
غزل شمارهٔ ۵۸۷:
صلا جان های مشتاقان که نک دلدار خوب آمد
مشاهده
غزل شمارهٔ ۵۸۸:
صلا رندان دگرباره، که آن شاهِ قمار آمد
مشاهده
غزل شمارهٔ ۵۸۹:
شکایت ها همی کردی که بهمن برگ ریز آمد
مشاهده
غزل شمارهٔ ۵۹۰:
سر از بهرِ هوس باید، چو خالی گشت سر چه بْوَد؟
مشاهده
غزل شمارهٔ ۵۹۱:
چه بویست این چه بویست این مگر آن یار می آید
مشاهده
غزل شمارهٔ ۵۹۲:
اگر چرخِ وجودِ من ازین گردش فرو مانَد
مشاهده
غزل شمارهٔ ۵۹۳:
برون شو ای غم از سینه که لطف یار می آید
مشاهده
غزل شمارهٔ ۵۹۴:
امروز جمال تو سیمای دگر دارد
مشاهده
غزل شمارهٔ ۵۹۵:
آن را که درون دل عشق و طلبی باشد
مشاهده
غزل شمارهٔ ۵۹۶:
آن مه که ز پیدایی در چشم نمیآید
مشاهده
غزل شمارهٔ ۵۹۷:
امروز جمال تو بر دیده مبارک باد
مشاهده
غزل شمارهٔ ۵۹۸:
یاران سحر خیزان تا صبح کی دریابد
مشاهده
غزل شمارهٔ ۵۹۹:
امشب عَجَبست ای جان، گر خواب رهی یابد
مشاهده
غزل شمارهٔ ۶۰۰:
جامم بشکست ای جان پهلوش خلل دارد
مشاهده
‹
1
2
3
4
5
›