صفحه اصلی
دیوان شمس
غزلیات
مثنوی معنوی
دفتر اول
دفتر دوم
دفتر سوم
دفتر چهارم
دفتر پنجم
دفتر ششم
شب
جستجو بر اساس عبارت
عبارت مورد نظر:
صفحه کلید
۱
۲
۳
۴
۵
۶
۷
۸
۹
۰
-
=
/
ض
ص
ض
ث
ق
ف
ق
غ
ع
غ
ه
خ
ح
ج
چ
ش
س
ش
ی
ب
ل
ا
ت
ن
م
ک
گ
گ
Enter
Shift
ظ
ط
ظ
ز
ر
ز
ذ
د
پ
.
و
/
.
/
Shift
Ctrl + Alt
!#۱
Ctrl + Alt
صفحه کلید
چ
ج
ح
خ
ه
ع
غ
ف
ق
ص
ض
گ
ک
م
ن
ت
ا
ل
ب
ی
س
ش
ث
و
پ
د
ذ
ر
ز
ژ
ط
ظ
=+#
◌ً
فاصله
۱۲۳
وارد کردن عبارت مورد نظر اجباری باشد
انتخاب کتاب:
همهٔ کتابها
غزلیات
تمام مثنوی معنوی
دفتر اول
دفتر دوم
دفتر سوم
دفتر چهارم
دفتر پنجم
دفتر ششم
bt :
جستجو
جستجو بر اساس شماره
انتخاب کتاب:
انتخاب کنید
غزلیات
دفتر اول
دفتر دوم
دفتر سوم
دفتر چهارم
دفتر پنجم
دفتر ششم
انتخاب کتاب اجباری است
بیت یا غزل:
وارد کردن شماره اجباری است
bt:
جستجو
جستجو
خانه
مثنوی معنوی
دفتر سوم
فهرست بخش های دفتر سوم
بخش 1:
«دیباچه»
مشاهده
بخش 2:
قصهٔ خورندگان پیلْبچه از حرص و ترکِ نصیحت ناصح
مشاهده
بخش 3:
بقیهٔ قصّهٔ متعرّضانِ پیلْ بچگان
مشاهده
بخش 4:
بازگشتن به حکایتِ پیل
مشاهده
بخش 5:
بیان آنکه خطای محبّان بهتر از صوابِ بیگانگان است نزد محبوب
مشاهده
بخش 6:
امر حق تعالی به موسی علیهالسلام که مرا به دهانی خوان که بدان دهان گناه نکردهای
مشاهده
بخش 7:
بیانِ «الله گفتن» نیازمند، عین «لَبّیک گفتن» حق است
مشاهده
بخش 8:
فریفتن روستایی شهری را و به دعوتخواندن به لابه و الحاحِ بسیار
مشاهده
بخش 9:
قصهٔ اهلِ سبا و طاغی کردنِ نعمت، ایشان را
مشاهده
بخش 10:
جمع آمدن اهل آفت هر صباحی بر در صومعهٔ عیسی علیهالسّلام جهت طلب شفا به دعایِ او
مشاهده
بخش 11:
باقی قصهٔ اهل سبا
مشاهده
بخش 12:
بقیه داستان رفتن خواجه به دعوت روستایی سوی دیه
مشاهده
بخش 13:
دعوت باز، بطان را از آب به صحرا
مشاهده
بخش 14:
قصهٔ اهل ضَروان و حیلت کردن ایشان تا بیزحمتِ درویشان، باغها را قِطاف کنند
مشاهده
بخش 15:
روان شدن خواجه به سوی دیه
مشاهده
بخش 16:
رفتن خواجه و قومش به سوی دیه
مشاهده
بخش 17:
نواختن مجنون آن سگ راکه مقیم کوی لیلی بود
مشاهده
بخش 18:
رسیدن خواجه و قومش به دیه و نادیده و ناشناخته آوردن روستایی ایشان را
مشاهده
بخش 19:
افتادنِ شُغال در خُمِ رنگ و رنگین شدن و دعویِ طاووسی کردن میانِ شغالان
مشاهده
بخش 20:
چرب کردن مردِ لافی، لب و سبلت خود را هر بامداد به پوستِ دُنبه و بیرون آمدن میانِ حریفان که: من چنین خوردهام و چنان
مشاهده
بخش 21:
ایمن بودنِ بلعمِ باعور که امتحانها کرد حضرت، او را و از آنها روی سپید آمده بود
مشاهده
بخش 22:
دعوی طاووسی کردن آن شغال که در خُمِ صِباغ افتاد
مشاهده
بخش 23:
تشبیه فرعون و دعویِ الوهیّتِ او بدان شغال که دعویِ طاووسی میکرد
مشاهده
بخش 24:
تفسیر «وَلَتَعْرِفَنَّهُمْ فی لَحْنِ الْقَوْلِ»
مشاهده
بخش 25:
قصّهٔ هاروت و ماروت و دلیریِ ایشان بر امتحانِ حق تعالیٰ
مشاهده
بخش 26:
قصهٔ خواب دیدن فرعون، آمدنِ موسی را علیهالسّلام و تدارک اندیشیدن
مشاهده
بخش 27:
به میدان خواندنِ بنیاسراییل را برای حیلتِ منعِ ولادتِ موسی علیهالسَّلام
مشاهده
بخش 28:
حکایت
مشاهده
بخش 29:
بازگشتنِ فرعون از میدان به شهر، شاد به تفریقِ بنی اسرائیل از زنانشان در شبِ حَمْل
مشاهده
بخش 30:
جمع آمدنِ عِمْران با مادر موسی و حامله شدن مادرِ موسی علیهالسلام
مشاهده
بخش 31:
وصیت کردنِ عِمْران، جفتِ خود را بعد از مُجامعت که: مرا ندیده باشی
مشاهده
بخش 32:
ترسیدن فرعون از آن بانگ
مشاهده
بخش 33:
پیدا شدن ستارهٔ موسی علیهالسّلام بر آسمان و غریو منجمان در میدان
مشاهده
بخش 34:
خواندنِ فرعون، زنانِ نوزاده را سویِ میدان هم جهتِ مکر
مشاهده
بخش 35:
به وجود آمدن موسی و آمدنِ عَوانان به خانهٔ عِمْران و وحی آمدن به مادر موسی که موسی را در آتش انداز
مشاهده
بخش 36:
وحی آمدن به مادرِ موسی کی موسی را در آب افکن
مشاهده
بخش 37:
حکایتِ مارگیر که اژدهایِ فسرده را مُرده پنداشت و در ریسمانهاش پیچید و آورد به بغداد
مشاهده
بخش 38:
تهدید کردنِ فرعون، موسی را علیهالسّلام
مشاهده
بخش 39:
جوابِ موسی فرعون را در تهدیدی که میکردش
مشاهده
بخش 40:
پاسخِ فرعون، موسی را علیهالسّلام
مشاهده
بخش 41:
جواب موسی علیهالسّلام، فرعون را
مشاهده
بخش 42:
جوابِ فرعون، موسی را و وحی آمدنِ موسی را علیهالسّلام
مشاهده
بخش 43:
مهلت دادنِ موسی علیهالسّلام فرعون را تا ساحران را جمع کند از مَداین
مشاهده
بخش 44:
فرستادنِ فرعون به مداین در طلبِ ساحران
مشاهده
بخش 45:
خواندنِ آن دو ساحر، پدر را از گور و پرسیدن از روانِ پدر، حقیقتِ موسی علیهالسّلام را
مشاهده
بخش 46:
جواب گفتنِ ساحرِ مُرده با فرزندانِ خود
مشاهده
بخش 47:
تشبیه کردن قرآنِ مجید را به عصایِ موسی و وفاتِ مصطفی را علیهالسّلام نمودن به خوابِ موسی و قاصدان تغییر قرآن را با آن دو ساحربچه که قصدِ بردنِ عصا کردند چو موسی را خفته یافتند
مشاهده
بخش 48:
«جمع آمدن ساحران از مَداین، پیشِ فرعون و تشریفها یافتن و دست بر سینه زدن در قهرِ خصمِ او که این بر ما نویس»
مشاهده
بخش 49:
اختلاف کردن در چگونگی و شکلِ پیل
مشاهده
بخش 50:
توفیقِ میانِ این دو حدیث که: اَلِّرضاٰ بِالْکُفْرِ کُفْرٌ وَ حدیثِ دیگر: مَنْ لَمْ یَرْضَ بِقَضاٰئی فَلْیَطْلُبْ رَبّاً سِوای
مشاهده
بخش 51:
مثل در بیان آنکه حیرت، مانعِ بحث و فکرت است
مشاهده
بخش 52:
حکایت
مشاهده
بخش 53:
داستانِ مشغول شدنِ عاشقی به عشقْنامه خواندن و مطالعه کردنِ عشقْنامه در حضورِ معشوقِ خویش، و معشوق آن را ناپسند داشتن که طَلَبُ الدَّلیلِ عِندَ حُضورِ الْمَدلُولِ قَبیحٌ وَالْاشتغالُ بِالْعِلمِ بَعْدَ الوُصولِ اِلَی المْعَلومِ مَذمومٌ [در این داستان عاشقی به معشوق خود میرسد، ولی همچنان نامههایی را که به معشوقش نوشته بود میخواند. معشوق به او میگوید اکنون که به من رسیدهای باید با من عشقبازی کنی، چرا باز هم نامه میخوانی؟]
مشاهده
بخش 54:
حکایتِ آن شخص که در عهدِ داود علیهالسلام، شب و روز دعا میکرد که: مرا روزیِ حلال دِه بیرنج
مشاهده
بخش 55:
دویدنِ گاو در خانهٔ آن دعا کننده به الحاح قالَ النَّبیُّ عَلَیهالسَّلٰم: اِنَّاللهَ یُحِبُّالْمُلِحّینَ فیالدُّعاٰءِ. زیرا عینِ خواست از حق تعالی و الحاحِ خواهنده را بِهْ است از آنچه میخواهد آن را از او
مشاهده
بخش 56:
عذر گفتنِ نظمکننده و مَدَد خواستن
مشاهده
بخش 57:
بیانِ آنکه علم را دو پَر است و گُمان را یک پَر است. ناقص آمد ظنّ، به پرواز اَبتر است، و مثالِ ظنّ و یقین در علم
مشاهده
بخش 58:
مثالِ رنجورشدنِ آدمی به وهمِ تعظیمِ خلق و رغبتِ مشتریان به وی و حکایتِ مُعَلّم
مشاهده
بخش 59:
عقول خلق متفاوت است در اصلِ فطرت، و نزدِ معتزله متساوی است، تفاوتِ عقول از تحصیلِ علم است
مشاهده
بخش 60:
در وهم افگندنِ کودکان استاد را
مشاهده
بخش 61:
بیمار شدن فرعون هم به وهم از تعظیمِ خلقان
مشاهده
بخش 62:
رنجور شدنِ استاد به وهم در جامهٔ خواب افتادنِ استاد از وهم و نالیدنِ او از وهمِ رنجوری
مشاهده
بخش 63:
دوم بار وهم افگندنِ کودکان استاد راکه او را از قرآن خواندنِ ما دردِ سر افزاید
مشاهده
بخش 64:
خلاص یافتنِ کودکان از مکتب، بدین مکر
مشاهده
بخش 65:
رفتنِ مادرانِ کودکان، به عیادتِ اوستاد
مشاهده
بخش 66:
در بیانِ آنکه تن، روح را چون لباسی است و این دست، آستینِ دستِ روح است واین پای، موزهٔ پایِ روح است
مشاهده
بخش 67:
حکایتِ آن درویش که در کوه، خلوت کرده بود و بیانِ حلاوتِ انقطاع و خلوت و داخل شدن در این منقبت که اَنَا جَلیُس مَنْ ذَکَرَنی وَ اَنیسُ مَنِ اسْتَأنَسَ بی: گر با همهای،چو بی منی، بی همهای ور بی همهای، چو با منی، با همهای
مشاهده
بخش 68:
دیدن زرگر عاقبتِ کار را و سخن بر وفق عاقبت گفتن با مُسْتَعیرِ ترازو
مشاهده
بخش 69:
بقیهٔ قصه آن زاهدِ کوهی که نذر کرده بود که میوهٔ کوهی از درخت باز نکنم و درخت نفشانم و کسی را نگویم صریح و کنایت که: بیفشان، آن خورم که باد افگنده باشد از درخت
مشاهده
بخش 70:
تشبیهِ بند و دامِ قضا، به صورتِ پنهان، به اثرِ پیدا
مشاهده
بخش 71:
مضطر شدن فقیرِ نذر کرده به کندنِ اِمرود از درخت و گوشمالِ حق رسیدن بیمهلت
مشاهده
بخش 72:
متهم کردنِ آن شیخ را با دزدان و بُریدنِ دستش را
مشاهده
بخش 73:
کَراماتِ شیخِ اَقْطع و زنبیلْ بافتنِ او به دو دَست
مشاهده
بخش 74:
سببِ جرأتِ ساحرانِ فرعون بر قطعِ دست و پا
مشاهده
بخش 75:
شکایتِ اَستر پیشِ شتر که من بسیار در رو میافتم و تو نمیافتی اِلّّا به نادر
مشاهده
بخش 76:
اجتماعِ اجزایِ خرِ عُزَیر عَلَیهالسّلام بعد از پوسیدن بِاذنِالله و درهم مرکّب شدن پیشِ چشمِ عُزَیر علیهالسلام
مشاهده
بخش 77:
جَزَع ناکردن شیخی بر مرگِ فرزندان خود
مشاهده
بخش 78:
عذر گفتنِ شیخ، بهرِ ناگریستن بر مرگ فرزندانِ خود
مشاهده
بخش 79:
قصّهٔ خواندن شیخ ضریر مصحف را در رو و بینا شدن وقت قرائت
مشاهده
بخش 80:
صبر کردنِ لقمان چون دید که داود علیهالسلام حلقهها میساخت از سؤال کردن، با این نیت که صبر از سؤال موجب فرج باشد
مشاهده
بخش 81:
بقیهٔ حکایتِ نابینا و مُصْحَفْ
مشاهده
بخش 82:
صفتِ بعضی اولیا که راضیاند به احکام و دعا و لابه نکنند که: این حکم را بگردان
مشاهده
بخش 83:
سؤال کردن بهلول آن درویش را
مشاهده
بخش 84:
قصّهٔ دَقوقی و کَراماتش
مشاهده
بخش 85:
بازگشتن به قصّهٔ دَقوقی
مشاهده
بخش 86:
سِرِّ طلب کردن موسی، خِضْر علیهالسّلام را با کمالِ نبوّت و قُربت
مشاهده
بخش 87:
بازگشتن به قصهٔ دَقوقی
مشاهده
بخش 88:
نمودنِ مثالِ هفت شمع سویِ ساحل
مشاهده
بخش 89:
شدنِ آن هفت شمع بر مثالِ یک شمع
مشاهده
بخش 90:
نمودنِ آن شمعها در نظرِ هفت مرد
مشاهده
بخش 91:
باز شدنِ آن شمعها هفت درخت
مشاهده
بخش 92:
مخفی بودنِ آن درختان از چشمِ خلق
مشاهده
بخش 93:
یک درخت شدنِ آن هفت درخت
مشاهده
بخش 94:
هفت مرد شدن آن هفت درخت
مشاهده
بخش 95:
پیش رفتنِ دَقوقی به امامت
مشاهده
بخش 96:
پیش رفتنِ دَقوقی به امامتِ آن قوم
مشاهده
بخش 97:
اقتدا کردنِ قوم، از پسِ دَقوقی
مشاهده
بخش 98:
بیانِ اشارتِ سلام سویِ دست راست در قیامت از هیبتِ محاسبهٔ حق و از انبیاء استعانت و شفاعت خواستن
مشاهده
بخش 99:
شنیدنِ دَقوقی در میانِ نماز، افغانِ آن کشتی که غرق خواست شدن
مشاهده
بخش 100:
تصوّراتِ مردِ حازم
مشاهده
بخش 101:
دعا و شفاعتِ دَقوقی در خلاص کشتی
مشاهده
بخش 102:
انکار کردنِ آن جماعت، بر دعا و شفاعتِ دَقوقی و پَریدنِ ایشان و ناپیدا شدن در پردهٔ غیب و حیران شدن دَقوقی که بر هوا رفتند یا بر زمین؟
مشاهده
بخش 103:
باز شرح کردنِ حکایتِ آن طالبِ روزیِ حلال، بی کسب و رنج در عهدِ داود علیهالسلام و مستجاب شدن دعایِ او
مشاهده
بخش 104:
رفتنِ هر دو خصم، نزدِ داود پیغامبر علیهالسلام
مشاهده
بخش 105:
شنیدنِ داود علیهالسلام سخنِ هر دو خصم و سؤال کردنِ از مُدَّعیٰ عَلیه
مشاهده
بخش 106:
حکم کردنِ داود علیهالسلام برکشندهٔ گاو
مشاهده
بخش 107:
تضرّعِ آن شخص از داوریِ داود علیهالسلام
مشاهده
بخش 108:
در خلوت رفتنِ داود، تا آنچه حق است پیدا شود
مشاهده
بخش 109:
حکم کردنِ داود بر صاحبِ گاو که از سرِ گاو برخیز و تشنیع صاحبِ گاو بر داود علیهالسلام
مشاهده
بخش 110:
«حکم کردنِ داود بر صاحبِ گاو که جملهٔ مال خود را به وی دِه»
مشاهده
بخش 111:
عزم کردنِ داود علیهالسلام به خواندنِ خلق، بدآن صحرا که راز آشکار کند و حجتها همه قطع کند
مشاهده
بخش 112:
گواهی دادنِ دست و پا و زبان، بر سِرِّ ظالم هم در دنیا
مشاهده
بخش 113:
بُرون رفتنِ خلق، به سویِ آن درخت
مشاهده
بخش 114:
قِصاص فرمودن داود علیهالسلام، خونی را، بعد از الزامِ حجّت بر او
مشاهده
بخش 115:
بیان آنکه نفسِ آدمی به جایِ آن خونیاست که مدّعیِ گاو گشته بود و آن گاوکشنده، عقل است و داود حق است یا شیخ که نایب حق است که به قوّت و یاریِ او تواند ظالم را کشتن، و توانگر شدن به روزیِ بیکسب و بیحساب
مشاهده
بخش 116:
گریختنِ عیسی علیهالسّلام، فرازِ کوه از احمقان
مشاهده
بخش 117:
قصهٔ اهلِ سبا و حماقتِ ایشان و اثر ناکردنِ نصیحتِ انبیا در احمقان
مشاهده
بخش 118:
شرحِ آن کورِ دُوربین و آن کرِ تیزْشنو و آن برهنهٔ درازْدامن
مشاهده
بخش 119:
آمدنِ پیغامبران از حق به نصیحتِ اهلِ سبا
مشاهده
بخش 120:
معجزه خواستنِ قوم، از پیغامبران
مشاهده
بخش 121:
متّهم داشتنِ قوم، انبیا را
مشاهده
بخش 122:
حکایتِ خرگوشان که خرگوشی را به رسالت پیشِ پیل فرستادند که بگو که من رسول ماهِ آسمانم پیش تو که: از این چشمهٔ آب حذر کن چنانکه در کتاب کلیله تمام گفته است
مشاهده
بخش 123:
جواب گفتنِ انبیاء طعنِ ایشان را و مَثَل زدنِ ایشان را
مشاهده
بخش 124:
بیانِ آنکه هر کس را نرسد مَثَل آوردن، خاصّه در کارِ الهی
مشاهده
بخش 125:
مثلها زدنِ قومِ نوح، به استهزا، در زمانِ کشتی ساختن
مشاهده
بخش 126:
حکایت آن دزد که پرسیدندش که چه میکنی نیم شب در بُن این دیوار؟ گفت: دُهُل میزنم
مشاهده
بخش 127:
جوابِ آن مَثَل که منکران گفتند از رسالتِ خرگوش، پیغامِ پیل از ماهِ آسمان
مشاهده
بخش 128:
معنیِ حزم و مثالِ مردِ حازم
مشاهده
بخش 129:
وَخامتِ کار آن مرغ که ترکِ حزم کرد از حرص و هویٰ
مشاهده
بخش 130:
حکایت نذر کردنِ سگان، هر زمستان که این تابستان چون بیآید خانه سازیم از بهرِ زمستان را
مشاهده
بخش 131:
منع کردنِ منکران، انبیا را علیهالسلام از نصیحت کردن و حجت آوردنِ جبریانه
مشاهده
بخش 132:
جوابِ انبیا علیهمالسّلام مر جبریان را
مشاهده
بخش 133:
مکرّر کردنِ کافران، حجتهایِ جبریانه را
مشاهده
بخش 134:
باز جوابِ انبیا علیهمالسّلام ایشان
مشاهده
بخش 135:
مکرّر کردن قوم، اعتراضِ تَرْجِیَه بر انبیا علیهمالسّلام
مشاهده
بخش 136:
باز جوابِ انبیا علیهمالسّلام
مشاهده
بخش 137:
حکمتِ آفریدنِ دوزخِ آن جهان و زندانِ این جهان تا مَعبدِ متکبّران باشد که اِئتیا طَوْعاً أَوْ کَرْهاً
مشاهده
بخش 138:
بیان آنکه حق تعالی صورتِ مُلوک را سببِ مسخَّر کردنِ جباران که مسخَّرِ حق نباشند ساخته است چنانکه موسی علیهالسلام باب صغیر ساخت بر ربض قدس جهت رکوع جباران بنیاسرائیل وقت درآمدن که اُدْخُلُوالباب سُجَّداً و قُولُوا حِطَّةٌ
مشاهده
بخش 139:
قصّهٔ عشقِ صوفی بر سفرهٔ تهی
مشاهده
بخش 140:
مخصوص بودن یعقوب علیهالسّلام به چشیدنِ جامِ حق از رویِ یوسف و کشیدنِ بویِ حق از بویِ یوسف و حِرمانِ برادران و غیرُهُمْ از این هردو
مشاهده
بخش 141:
حکایت امیر و غلامش که نمازْباره بود و اُنسِ عظیم داشت در نماز و مناجات باحق
مشاهده
بخش 142:
نومیدن شدن انبیا از قبول و پذیرایی منکران قولُهُ حَتّی اِذَا اسْتَیْأَسَ الّرُسُلُ
مشاهده
بخش 143:
بیانِ آنکه ایمانِ مقلّد، خوف است و رَجا
مشاهده
بخش 144:
بیانِ آنکه رسول علیهالسلام فرمود: ان لِلّهِ تَعالٰیٰ اَوْلیاءَ اَخْفیاءَ
مشاهده
بخش 145:
حکایتِ مَندیل در تنورِ پُر آتش انداختنِ اَنس رَضیِ اللهُ عَنْهُ و ناسوختن
مشاهده
بخش 146:
قصّهٔ فریاد رسیدن رسول علیهالسلام، کاروانِ عرب را که از تشنگی و بی آبی درمانده بودند و دل بر مرگ نهاده شتران و خلق، زبان بیرون انداخته
مشاهده
بخش 147:
مَشکِ آن غلام از غیب پُر آب کردن به معجزه و آن غلام سیاه را سپیدرو کردن باذنِاللهِ تَعاٰلیٰ
مشاهده
بخش 148:
دیدنِ خواجه، غلامِ خود را سپید و ناشناختن که اوست، و گفتن که: غلام مرا تو کُشتهای خونت گرفت و خدا تو را به دست من انداخت
مشاهده
بخش 149:
بیان آنکه حق تعالی هرچه داد و آفرید از سموات و اَرَضین و اَعیان و اَعراض همه به استدعایِ حاجت آفرید، خود را محتاج چیزی باید کردن تا بدهد که اَمَّنْ یُجیبُ الْمُضْطَرَّ اِذاٰ دَعٰاهُ، اضطرار گواهِ استحقاق است
مشاهده
بخش 150:
آمدنِ آن زنِ کافر با طفلِ شیرخواره به نزدیکِ مصطفی علیهالسّلام و ناطق شدنِ عیسیوار به معجزاتِ رسول صلّیالله علیهوسلّم
مشاهده
بخش 151:
«ربودنِ عقاب موزهٔ مصطفیٰ علیهالسّلام و بردن بر هوا و نگون کردن و از موزه، مارِ سیاه فرو افتادن» (مولوی، مثنوی، دفتر سوم، بیت ۳۲۳۸) 📝✨ خلاصهٔ داستان ربوده شدنِ کفش حضرت رسول توسط عقاب: حضرت رسول صدای اذان را از بلندی میشنَود، وضو میگیرد و میخواهد برای نماز برود. در این هنگام عُقابی از آسمان فرود میآید و کفش ایشان را میرباید و به آسمان میبرد. در هوا کفش را تکان میدهد، ناگهان ماری سیاه از داخل کفش بر زمین میافتد. بدینترتیب جان حضرت رسول از گزند مار نجات مییابد و عُقاب هم کفش ربودهشده را به حضرت باز میگرداند. وقتی انسان صدایی از بلندی میشنود از طرف زندگی پیغامی میآید که باید همهویتشدگیها و دَردها را بیندازیم، باید فضا را بگشاییم تا عُقاب زندگی آن کفشِ همهویتشدگی را تکان دهد و مارِ دَرد را بیندازد. هشیاری آزاد شود و هشیاری خالص را به ما برگرداند اما اگر مقاومت کنیم و واکنش نشان دهیم دراینصورت در کارِ زندگی مداخله کردهایم و کار خراب میشود.
مشاهده
بخش 152:
«وَجْهِ عبرت گرفتن از این حکایت و یقین دانستن که اِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْراً» میخواهیم از داستان بیاموزیم، عبرت بگیریم، یاد بگیریم. إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا؛ [آری] بیتردید با هر دشواری آسانی است. (قرآن کریم، سورهٔ اِنشراح (۹۴)، آیهٔ ۶) بیتردید با هر دشواری آسانی است. وقتی همهویتشدگیهای ما مورد اصابتِ تیرهای قضا قرار میگیرد، ما باید فضا را بگشاییم؛ این درحالیست که هنوز بقایای منِذهنی در ما هست. گاهی فضاگشایی دشوار است، صبر کردن، فضا را گشودهشده نگه داشتن، شُکر کردن و از خداوند عذرخواهی کردن دشوار است. مولانا با استفاده از این آیه پیغام نویدبخشی میدهد که سرشار از امید است؛ آری بیتردید با هر دشواری آسانی است. اگر در روند آزاد شدن از همهویتشدگیها دردِ هشیارانه بکشیم، صبر کنیم، آسانی میآید.
مشاهده
بخش 153:
استدعایِ آن مرد از موسی زبانِ بهایم با طیور
مشاهده
بخش 154:
وحی آمدن از حقْ تَعالیٰ به موسی که: بیآموزش چیزی که استدعا میکند یا بعضی از آن
مشاهده
بخش 155:
قانع شدنِ آن طالب به تعلیمِ زبان مرغِ خانگی و سگ و اجابتِ موسی علیهالسلام
مشاهده
بخش 156:
جوابِ خروس، سگ را
مشاهده
بخش 157:
خَجِل گشتنِ خروس، پیش سگ به سببِ دروغْ شدن در آن سه وعده
مشاهده
بخش 158:
خبر کردنِ خروس، از مرگِ خواجه
مشاهده
بخش 159:
دویدنِ آن شخص، به سوی موسیِ به زنهار چون از خروس، خبر مرگِ خود شنید
مشاهده
بخش 160:
دعا کردنِ موسی آن شخص را تا به ایمان رود از دنیا
مشاهده
بخش 161:
اجابت کردنِ حق تعَالی دعایِ موسی را علیهالسّلام
مشاهده
بخش 162:
حکایتِ آن زنی که فرزندش نمیزیست، بنالید. جواب آمد که: آن عِوِض ریاضتِ توست و به جایِ جهادِ مُجاهدان است تو را
مشاهده
بخش 163:
در آمدنِ حمزه رَضِیَاللهُ عَنْهُ در جنگ، بیزره
مشاهده
بخش 164:
جوابِ حمزه، مر خلق را
مشاهده
بخش 165:
حیلهٔ دفعِ مغبون شدن، در بیَع و شِریٰ
مشاهده
بخش 166:
وفات یافتنِ بِلال رَضِیاللهُ عَنُه با شادی
مشاهده
بخش 167:
حکمتِ ویران شدنِ تن به مرگ
مشاهده
بخش 168:
تشبیهِ دنیا که به ظاهر، فراخ است و به معنی، تنگ، و تشبیهِ خواب که خلاص است از این تنگی
مشاهده
بخش 169:
بیانِ آنکه هرچه غفلت و غم و کاهلی و تاریکی است همه از تن است که ارضی است و سفلی
مشاهده
بخش 170:
تشبیِه نَصّ با قیاس
مشاهده
بخش 171:
آدابُ الْمُسْتَمِعینَ َوالْمُریدینَ عِنْدَ فَیْضِ الْحِکْمَةِ مِنْ لِسانِ الشَّیخ
مشاهده
بخش 172:
شناختنِ هر حیوانی بویِ عدوِّ خود را و حذر کردن، و بطالت و خسارتِ آن کس که عدوِّ کسی بُوَد که از او حَذَر ممکن نیست و فرار ممکن نی، و مقابله ممکن نی
مشاهده
بخش 173:
فرقِ میانِ دانستن چیزی به مثال و تقلید، و میانِ دانستنِ ماهیت آن چیز
مشاهده
بخش 174:
جمع و توفیق میانِ نفی و اثباتِ یک چیز از رویِ نسبت و اختلافِ جهت
مشاهده
بخش 175:
مسألهٔ فنا و بقایِ درویش
مشاهده
بخش 176:
قصهٔ وکیلِ صدر جهان که متّهم شد و از بخارا گریخت از بیمِ جان باز عشقش کشید، روکشان، که کارِ جان سهل باشد عاشقان را
مشاهده
بخش 177:
پیدا شدنِ روحالْقُدُس به صورتِ آدمی بر مریم به وقتِ برهنگی و غسل کردن، و پناه گرفتن به حق تَعالٰیٰ
مشاهده
بخش 178:
گفتنِ روحالْقُدُس، مریم را که: من رسولِ حقم به تو، آشفته مشو و پنهان مشو از من که فرمان این است
مشاهده
بخش 179:
عزم کردن آن وکیل از عشق، که رجوع کند به بخارالٰااُبالیْوار
مشاهده
بخش 180:
پرسیدنِ معشوقی از عاشقِ غریبِ خود که از شهرها کدام شهر را خوشتر یافتی و انبوهتر و محتشمتر و پُرنعمتتر و دلگشاتر؟
مشاهده
بخش 181:
منع کردنِ دوستان، او را از رجوع کردن به بخارا و تهدید کردن و لاابالی گفتنِ او
مشاهده
بخش 182:
لاٰابُالی گفتنِ عاشق، ناصح و عاذل را از سر عشق
مشاهده
بخش 183:
رو نهادنِ آن بندهٔ عاشق، سویِ بخارا
مشاهده
بخش 184:
در آمدنِ آن عاشقِ لااُبالی در بخارا و تحذیر کردنِ دوستان، او را از پیدا شدن
مشاهده
بخش 185:
جواب گفتنِ عاشق، عاذلان را و تهدید کنندگان را
مشاهده
بخش 186:
رسیدنِ آن عاشق به معشوقِ خویش، چون دست از جانِ خود بشست
مشاهده
بخش 187:
صفتِ آن مسجد که مهمانْ کُش بود، و آن عاشقِ مرگْجویِ لٰااُبالی که در او مهمان شد
مشاهده
بخش 188:
مهمان آمدن در آن مسجد
مشاهده
بخش 189:
ملامت کردنِ اهل مسجد، آن مهمانِ عاشق را، از شبْخُفتن در آنجا و تهدید کردن مر او را
مشاهده
بخش 190:
جواب گفتنِ عاشق، عاذلان را
مشاهده
بخش 191:
عشق جالینوس بر این حیات دنیا بود، که هنرِ او همینجا به کار میآید، هنری نَورزیده است که در آن بازار به کار آید، آنجا خود را به عوام یکسان میبیند
مشاهده
بخش 192:
دیگر باره ملامت کردنِ اهل مسجد، مهمان را از شبخفتن در آن مسجد
مشاهده
بخش 193:
گفتنِ شیطان، قریش را که به جنگِ احمد آیید که یاریها کنم و قبیله خود را به یاری خوانم و وقتِ ملاقات صَفَّین گریختن
مشاهده
بخش 194:
مکرّر کردنِ عاذلان، پند را بر آن مهمانِ آن مسجدِ مهمانکُش
مشاهده
بخش 195:
جواب گفتن مهمان، ایشان را و مثل آوردن به دفع کردن حارس کشت به بانگ دف از کشت، شتری را که کوس محمودی بر پشت او زدندی
مشاهده
بخش 196:
تمثیلِ گریختنِ مؤمن و بیصبریِ او در بلا به اضطراب و بیقراریِ نخود و دیگر حوائج در جوش دیگ، و بر دویدن تا بیرون جهند
مشاهده
بخش 197:
تمثیلِ صابر شدنِ مؤمن، چون بر شَرّ و خیرِ بلا واقف شود
مشاهده
بخش 198:
عذر گفتنِ کدبانو با نخود، و حکمتِ در جوش داشتنِ کدبانو، نخود را
مشاهده
بخش 199:
باقیِ قصّهٔ مهمانِ آن مسجدِ مهمانکُش و ثبات و صدقِ او
مشاهده
بخش 200:
ذکرِ خیالِ بد اندیشیدنِ قاصرفهمان
مشاهده
بخش 201:
تفسیرِ این خبرِ مصطفی علیهالسلام که لِلْقُرآنِ ظَهْرٌ وَ بَطْنٌ وَلِبَطْنِهِ بَطْنٌ اِلیٰ سَبْعَةِ اَبْطُنٍ
مشاهده
بخش 202:
در بیانِ آنکه رفتنِ انبیا و اولیاء (علیهمالسلام) به کوهها و غارها جهتِ پنهان کردنِ خویش نیست، و جهتِ خوفِ تشویشِ خلق نیست، بلکه جهتِ ارشادِ خلق است و تحریض بر انقطاع از دنیا به قدرِ ممکن
مشاهده
بخش 203:
تشبیهِ صورتِ اولیا و صورتِ کلامِ اولیا به صورتِ عصایِ موسی و صورتِ افسون عیسی علیهماالسّلام
مشاهده
بخش 204:
تفسیرِ یاٰ جِبالُ اَوَّبی مَعَه وَالطَّیْر
مشاهده
بخش 205:
جوابِ طعنهزننده در مثنوی از قصورِ فهمِ خود
مشاهده
بخش 206:
مثل زدن در رمیدن کرّهٔ اسب از آب خوردن به سببِ شُخولیدنِ سایِسان
مشاهده
بخش 207:
بقیّهٔ ذکرِ آن مهمانِ مسجد مهمانکُش
مشاهده
بخش 208:
تفسیرِ آیتِ وَ اَجْلِبْ عَلَیْهِمْ بِخَیْلِکَ وَ رَجْلِکَ
مشاهده
بخش 209:
رسیدنِ بانگِ طلسمی، نیم شب مهمانِ مسجد را
مشاهده
بخش 210:
ملاقاتِ آن عاشق با صدرِ جهان
مشاهده
بخش 211:
جذبِ هر عُنصری، جنسِ خود را که در ترکیبِ آدمی مُحْتَبَس شده است به غیرِ جنس
مشاهده
بخش 212:
منجذب شدنِ جان نیز به عالم ارواح و تقاضایِ او و میلِ او به مَقرِّ خود و منقطع شدن از اجزایِ اجسام که کُندهٔ پایِ بازِ روحاند
مشاهده
بخش 213:
فَسْخُ عَزایِمَ وَ نَقْضُهاٰ، جهتِ باخبر کردنِ آدمی را از آنکه مالک و قاهر اوست و گاه گاه عزِم او را فسخ ناکردن و نافذ داشتن، تا طمع او را بر عزم کردن دارد تا باز عزمش را بشکند، تا تنبیه بر تنبیه بود
مشاهده
بخش 214:
نظر کردن پیغامبر علیهالسّلام به اسیران و تبسّم کردن و گفتن که عَجِبْتُ مِنْ قَوْمٍ یُجَرُّونَ اِلَی الْجَنَّةِ بِالسَّلاسِلِ وَ الْاَغْلالِ
مشاهده
بخش 215:
تفسیرِ این آیت که اِنْ تَسْتَفْتِحُوا فَقَدْ جاٰءَ کُمَ الْفَتْحُ اَلآیه، ای طاعنان میگفتید که از ما و محمد علیهالسّلام آن که حق است، فتح و نصرتش ده، و این بدآن میگفتید تا گمان آید که شما طالب حقید بیغرض. اکنون محمّد را نصرت دادیم تا صاحبِ حق را ببینید
مشاهده
بخش 216:
سرِّ آنکه بیمراد بازگشتنِ رسول علیه السلام از حُدیبیّه، حق تعالی لقبِ آن فتح کرد که اِنّا فَتَحْناٰ که به صورت ،غَلْق بود و به معنی، فتح چنانکه شکستنِ مُشک به ظاهر شکستن است و به معنی درست کردن است مُشکی او را و تکمیل فواید اوست
مشاهده
بخش 217:
تفسیر این خبر که مصطفی علیهالسّلام فرمود: لٰاتُفَضَّلُونی عَلیٰ یُونُس بنِ مَتّیٰ
مشاهده
بخش 218:
آگاه شدنِ پیغامبر علیهالسلام از طعنِ ایشان بر شماتتِ او
مشاهده
بخش 219:
بیان آنکه طاغی در عینِ قاهری مقهور است، و در عینِ منصوری، مأسور
مشاهده
بخش 220:
جذبِ معشوق، عاشق را مِنْ حَیْثُ لٰا یَعْلَمُهُ الْعاٰشِقُ وَ لٰا یَرْجُوهُ وَ لٰا یَخْطُرُ بِبِاٰلِهِ وَ لٰا یَظْهَرُ مِنْ ذلِٰکَ الْجَذْبِ اَثَرٌ فِی الْعاٰشِقِ اِلَّا الْخَوْفَ الْمَمْزُوجَ بِالْیَاْسِ مَعَ دَوامِ الطَّلَبِ
مشاهده
بخش 221:
داد خواستنِ پشّه از باد به حضرت سلیمان علیهالسلام
مشاهده
بخش 222:
امرکردن سلیمان علیهالسلام پشّهٔ متظلّم را، به احضارِ خصم به دیوانِ حکم
مشاهده
بخش 223:
نواختنِ معشوق، عاشقِ بیهوش را، تا به هوش باز آید
مشاهده
بخش 224:
با خویش آمدنِ عاشقِ بیهوش و روی آوردن به ثنا و شکرِ معشوق
مشاهده
بخش 225:
حکایتِ عاشقی، دراز هجرانی، و بسیار امتحانی
مشاهده
بخش 226:
یافتنِ عاشق، معشوق را و بیانِ آنکه جوینده یابنده بُوَد که فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقاٰل ذَرَّةٍ خَیْراً یَرَهُ
مشاهده